رشيد الدين فضل الله همدانى

50

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )

فصل پنجم در تاريخ سلاطين دهلى [ و ] نسب ايشان مجملا و وصف آن ديار علىحده و حسب تعلّق اين مقالات در قديم الايّام زمين ايران ( 1 ) را هنيذه ( 2 ) خواندندى ، به زمان افريدون ( 3 ) ايران خواندند ، و جمله حدود ايران تا ديار بكر ( 4 ) و شام ( 5 ) سمنى بودند بر دين اهالى هند تا زمان ظهور زردشت ( 6 ) النّبى از حدود آذربيجان ( 7 ) و شهر مراغه ( 8 ) . بعد از آنكه چهل [ سال ] بر سر كوه سبلان ( 9 ) منزوى و ساكن بود نزول كرد و دعوت آشكارا كرد [ و ] بر دين [ 336 ] مجوسيّت به شهر بلخ ( 10 ) ، به درگاه گشتاسب ( 11 ) و اسفنديار بن گشتاسب ( 12 ) دين او را نصرت كرد ، و در انتشار معاونت و مظاهرت و مساعدت نمود از مشرق تا به مغرب ، امّا به صلح و امّا [ به ] تعزير و زجر ؛ و آتشكده‌ها بنا نهاد از حدود چين ( 13 ) تا منتهاى روم ( 14 ) ؛ و تا زمان ظهور اسلام ( 15 ) دين او قايم بماند قريب دو هزار سال ، و به ظهور دولت اسلام ، دولت فرس منقضى شد . پيش از سامانيان محمّد بن القسم بن منبّه ( 16 ) از نواحى سجستان ( 17 ) به نواحى سند ( 18 ) درآمد و فتح كرد ، نخست بلد بهمنو ( 19 ) كه نامش منصوره ( 20 ) نهاد و بلد